دیکتاتور

من به شما قول می‌دهم
که از بریدن دستانم شکایتی نکنم
و اگر نوبت زبانم رسید
سکوت،
گزینه‌ یی نخواهد بود
که پیش بیاید
یا پس برود

بلندگوهایتان را کوک کنید
به زبان مادری فاشیسم
و برقصید روی پرچم‌های سپیدی
که سرخ‌شده‌اند

من قبل از این‌که به شما برسم
از جنگ،
گریخته بودم

پانگولین ها

نگران روزهای دشوار نباش
نیازی نیست
قایقی بسازی از چوب سخت
با کناره‌های بلند
شنا کن این روز تابستانی را
در بستر آرام آب‌های گرم
آرام بخواب
در قایق چوبی بی بادبان
روی موج‌هایی که خیال جنبیدن ندارند
بی‌خیال ماهی‌های کوچک طلایی
که شناکنان خوابیده‌اند
بی‌خیال نهنگ‌هایی که انقراض شان
پرنده‌های آبی را خوشبخت نمی‌سازد
بی‌خیال پانگولین ها که
فلس‌های مرده‌شان را دندان می‌گیرند
هیچ "تیتانیکی" به خوشبختی نرسیده است
دیر یا زود
توفان خواهد آمد
وهمه کشتی‌های لبه آهنین را
همه قایق‌های کوچک و حقیر را
همه ماهیان دم طلایی خوابیده را
و همه نهنگان و پرندگان را ...
خواهد نوشید

این جا پایان همه روزهای دشوار
به بی‌خیالی توفان می‌رسد

از جنگ به جنگ

آینده یی وجود ندارد
حالی وجود ندارد
فقط گذشته ست
که مثل مادر پیری ما را در آغوشش می‌فشارد
تا همه پوست ما بتکد
و همه استخوان‌هایی ما از شدت مهربانی له شود
ما کودکان دیروزایم
با صورت های اسکلیتی تاریخ تیرشده
و دهان های کوچک تر از آوارگی
مغاره های چشمانمان را
به عنکبوت‌هایی سپرده اند
که تار می‌کشند از دیروز به دیروز
از جنگ به جنگ ...
و با پنجره‌های رو به فردا
رو به‌ روشنی نسبتی ندارند

ما را در خاطرات مان دفن کرده اند
مثل سربازانی که لای توده‌های باروت منفجرشده
مرده‌اند
مثل سربازانی که تمام امروزها را جنگیده بودند
و تمام فرداها را باید می‌جنگیدند
با عکس خانوادگی دربکس جیبی‌شان
با عکس کودکی که
لبخند می‌زد و در چشمانش نور انتظاری نبود
و با عکس زنی
که گل‌ های سرخ بر گیسوان درازش
پروانه می شدند.

پیروزی

می‌جنگم برای پیروزی
این آخرین پیراهن من ست
چسبیده به استخوان‌هایم
چمدانی ندارم
خانه یی ندارم
وطنی ندارم
برهنگی شرم‌آورم را می‌بخشم
به همه آن چشمانی که
به پوشش‌های رویین
به نقاب‌ها
به زنجیرها
عادت کرده‌اند
این آخرین جنگ من است
روراست‌تر از هر پوششی
در عریانی تمام
با پنجه‌هایم به لباس‌های آهنین تان
چنگ خواهم زد
تا خنجری را به قلبم فروکنید

همه جنگ‌های نابرابر
دو برنده دارد
مرگ و آزادی ...
مرگ،
که پیروز می‌شود
و آزادی،
که برهنه می میرد