نگران نیستم

تخت خوابش گاز میخورد درذهنم
شبیه ی گهواره یی كه تكان میخورد از زمین لرزه
ازگورسخن میگویم
گاهی نفس كشیده اید در دود
گاهی در نیمه های یك آتش سوزی گیر كرده اید؟
من!
آری…
از سرفه هایم بپرسید
كه حوصله ندارند شعر بسراید
خسته اند
هی خواب آمبولانس و پایان حریق را توخ توخ میکنند

فردا روز بزرگی است
دعا میكنم بخوابم بی دود
نگران هیچ چیزی نیستم
حتا حاضرم بخوابم تا ابد
درگهواره یی كه دیگر تكان نمیخورد
درذهنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*