لاله‌ها

نفرت ندارم از عقربی که زیرپوستم
سوزن‌دوزی می‌کنم
گل‌های سرخ لاله را
از بسترم تا او
هیچ فاصله‌ای نیست، عبور کنم
،عبور
این جدای تلخ که عشق می‌شد
در دروغ قهوه‌ای چشمانت
روی پل عسلی فریب
چقدر فاصله بود از من و من و بسترم
چقدر لغزیدن
چقدر فاصله بود
تا مار و ماسه و تو
تا من و من و ماهی کوچک سیاه
چقدر فاصله بود از من و من و دست‌هایم
از من و من سبد توت‌فرنگی لبانت
از من و انبار کاهی نامه‌ها
از من و فصل چیدن
از تو و هبوطت در حادثه‌های تلخ
نفرت ندارم
از سوزن‌دوزی عقرب‌های زیرپوستم
در فصل چیدن لاله‌ها…

15 نوامبر 2013