اخوان خواهد آمد

بودن باشی یا رفتن
کهنه می‌شوی در شعر، در شعور
در سجع محتوم و مکرر شب و شب و شب
میوه‌های تنت پیوند آویخته‌ای دارد
با بهشت و زمین
می‌رسند و می‌افتی
دل مبند، دل مبند
می‌بندی
اگر
کندوهای پشت سر و روی جمجمه‌ات را
پرکن از فراموشی
تخت خواب‌های یک‌نفره
پرند از شبش های متروک یاد
که تنهایی را گشت می‌زنند
اخوان خواهد آمد
سرها در گریبان‌اند
و سرما سخت‌جان سوز است
…..
پیراهن تابستانی‌ام
چقدر گرگ‌ومیش می‌شود
یلدای نیامده‌ات را

2 دسامبر 2013