برای هیچ

من مانده ام و گریه و خنده برای هیچ
با عکسی از مدالِ بَرنده برای هیچ

من ماند ه ام و ترک فضا، ترک آسمان
تجلیل از دو بالِ پرنده برای هیچ

جاده به طولِ رفتنِ من قد کشیده رفت
من با دو پای خوبِ دونده برای هیچ

بیچاره گشته ای ز غمِ غم به دوشی ام
وین ضربه های قلبِ تپنده برای هیچ

تو دور می شوی که دهن وا نموده غم
با آن زبانِ تلخِ گزنده برای هیچ

تو می تپی برای کس دیگری، عزیز!
من مانده ام برای چه زنده، برای هیچ

این رقص بی ترانه و این اشکِ در سکوت
نوزاد پا نمانده ی سنده برای هیچ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*