خبر تازه

دیگر چیزی را به خاطر نمی آورم
شعر هایی راکه نمی خواندی
اشکهایی راکه نمی دیدی
وسکوتی را که مرا در تو گور کرده بود
همه وجودم را از تو تکانده ام
،عشق
دست از سرم برداشته
زندگی به شکل معجزه آسائی
برگشته است سرجایش
فردا به سلمانی میروم و موهایم را کوتاه میکنم
پیراهن بهاری می خرم با گلهای آبی
و کفش های پاشنه بلند

عصررا با دوستانم قرار گذاشته ام
موزیک رقص خواهیم شنید
فلم های خنده دار خواهیم دید
نیمه شب برخواهم گشت و آرام خواهم خوابید
آرام
خداکند
لای پلکهایم چیزی از تو گیر نمانده باشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*