گند آب های خوشبخت

نگران جسد های  خشکیده زیر آفتاب
که تعفنی ندارند، نباشید
نگران گندابهایی که معبر خانه های تان را
عبور کردند
و به بایگانی لاشه خور های تاریخ
ریختند
نگران لبهایی که زیر پوست داغ سکوت
تب می کنند، دم نمیزنند

بوی ندارند که از آنها بلند شود
کرکسان خوشبخت
گنداب قلب های بی حس شان را فاتحانه
به تعفن خشکیده ی فراموشی
سرازیرمیکنند
واز مرز جرایم سیاه شان برون می پرند
جهان بزرگ است
و کرکسان همذات هم اند

از ما صدایی درز نخواهدکرد
گیریم که حافظه ی تاریخی این فرهنگ
مدیون هق هق دسته جمعی باشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*