بی ربط ها (2)

تمام بناهای راست
با پنجره های مربع و درهای مستطیل را
مولانا سرود…
آنقدر که آفتاب،
خانه گرفت در موزون
و قلعه ها آباد شد از اشکال هندسی شعر

بنایی نیست
که ویران نکرده باشم
آفتاب سرزمین منست
که بی پنجره می تابد
و زندگی
تمام کلمات بی ربطی که تصویر می شوند
بی مربع ها، بی مستطیل ها
به شکل شعر
که همرنگ شال گردنم ست و دنیایی
که در تلفن همراهم جا می شود
به شکل شعر
که از ترن شهری سر می کند
و در لست بلند رژیم غذایی
نفس می کشد…

به شکل شعر
که بی شکل دراستخر تابستانی ماهی ها غوطه می خورد
و شنا می کند در خودش

چرا برای ماهی های خانگیی که در شیشه مرده اند
لالایی بخوانم
جنگل،
پر شده از پرنده های آزاد بی خیالی
که خوابهای مرا می پرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*