ماه و آسمان

به طبیعی ترین شکل خودم بر می گیرم
در نیمه های یک غروب
که آسمان سرخ می شود
و من می دانم که آبستنم
و می دانم که پسری خواهم زایید
شبیهی تو،
با چشمان میشی و ابروان انبوه
صورت روشن و لبخند مغشوش
که دستانش به شکلی آغوش گشوده ای
همیشه،
باز است
باز، به اندازه ی تن دنیا
به طبیعی ترین شکل خودم می رسم
و بی خیال دست می اندازم
و کلمات را می قاپم
تا پشت هم شلیک شان کنم
مثل یک مسلسل ستاره پاشان و پرنور
که می درخشد در تاریکی
حالا…
حالا خود کاملم …
ماه تمام …نیمه دوم اگست..
به سایه ام نگاه کن!
در حوضچه روی برگ های نیلوفر…
ماه و آسمان نوشته …