مگس های عزیز

فیل ها جا می شوند
در دهن کوچک، بزرگ نمایی
مگس ها اما بی ارزش اند
مگس ها را نمی شود، شعر نوشت
دل و شب و عشق
مهتاب و ستاره و شراب
از دهن نمی افتد
حالم بهم می خورد
از زندگی زیباست در عشق
از شب های مهتابی
از دست های کشال
از قفس، از دیوار …
ازپرنده و جنگل
از سوراخهایی که پر و خالی می شوند
با لوله های ماده نر کلمات
و ازدواج دوباره کهنه با کهنه
دستانت را به من بده
تا پرواز موذی مگس ها را
برایت امضا کنم
تازه گی بوی گند نمی دهد