صندلی خالی

،بعد از تو
با دنیای غریبی آشنا شده ا م
دنیایی با از جاده‌های سرگم
خانه‌های بی‌در و پنجره
اتاق های با تخت خواب یک‌نفره
و کشوی های پر از نامه های بی نام
بی آدرس
نامه های شبیهی گور های سرباز
که کلمه به کلمه پایت را می کشند
به گودال پر از کرم های گوشت خوار

با دنیایی که آدم‌هایش پشت بهم راه می‌روند
و هیچ کی بر‌نمی‌گردد نگاهم کند
هیچ کی دستش را دراز نمی‌کند
موهایم را پس بزند
لبخندم را تماشا کند

جایی که آدم‌هایش پی هم‌ قطار عوض می‌کنند
اما صندلی کنار من
همیشه خالی ست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*