آمیزش

حالا اگر تمام شب را جمع کنی
،و بریزی در یک قطره نور
کم ست

من آنقدر ترا بوسیده ام
آنقدر نفست کشیده ام
آنقدر دوستت داشته ام

،که برای پوشیدنت
نیاز به نخ و کتان ندارم
برای شنیدنت
نیاز به نوار
برای بوسیدنت، نیاز به لب
می بینی
جنازه خشکیده چقدر دست
میان دستانِ جدا از هم ما
افتاده است
و تاریکی چه بی مقدار شده
وقتی خورشید برای من می چرخد
بی آنکه زمین باشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*