زنبور عسل ها

عشق را نمی‌توانم از دور بو کنم
به من نزدیک شو

،نیشم بزن
در من لانه‌ی زنبورهای عسل بساز
تا از درد به خود بپیچم
می خواهم این سلول‌های کهنه و کرخت شده را
بکنم و دور بریزم
گل‌های زیادی را به تو وعده خواهم داد
،گل‌هایی پر از شهد
شهد گم‌شده در لای گلبرگ‌های لطیف
پشت همین باغ،
نرسیده به حوض آبتنی نهنگ‌ها
جنگلی ست با زمین نرم
و تاک‌های سبز
که شراب شفابخش هدیه می‌دهد
عاشقان تن به‌هم‌پیچیده را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*