آواره

خودم را نمی‌شناسم
شاید اتاقی شده باشم در گوانتانامو
که جنایت‌کاری در آن خوابیده
و سربازی پشت درش زندانی ست
ترجیح می‌دهم
مرد سیاه‌پوستی باشم
آویزان از درخت انجیر معابد
به جرم نجات دخترکی
از تجاوز دست جمعی سپید پوستان متمدن

مرگ همه جا مثل هم ست
وقتی من شناسنامه‌ام را پاره می‌کنم
...و تو در جنگ کشته می‌شوی