سرزمین افلاطون

باید بروی
قبل از آن که به مورچه ی کوچکی تبدیل شوی
درکشت زار بوته های کوکنار
که هوا را مست کرده در مخیله بی تفکیک باد های جنوب
قبل از آن که به کرم مفلوکی تبدیل شوی
لای دندان هایی پر آمد و رفت زباله های انبار شده
در هجوم پر گفت و گو های بد بو
و زود تر از آن که کارشناسان مومن دست به کار شوند
و به آزمایشگاهی خوکان حلال بفرستند ترا
چشمانت را پر کنند از تصاویرکودکان خونین
دستانت را سر ببرند
صورتت را در نقاب مسخ کنند
صدایت را از حلقومش بیاویزند
و نیم تنه ات را به نمایش گاه حیوانات بی‌سر ببرند
یا جا دهند ترا در آبزی‌دان ماهیان گوشت‌خوار
،همه‌چیز خطرناک ست
دست زدن به هر شی ی
نگاه کردن به هرکسی
نوشتن از هر چیزی
شاید دست بدهی به یک دوست قدیمی
 او ناگهان تبدیل به حشره کوچک و موذی شود
و از لای آستینت به خونت بزند
تا جوش بزنی تمام پوست 
شاید یک صبح از خواب بلند شوی
و ببینی اطرافیان به سنگ تبدیل‌شده‌اند
با گوش‌های کر
و صورت‌های بی لبخند
باید بروی 
هرجایی که می‌شود
هرجایی که تنهایی می‌رود
...و سکوت

دیدگاه بسته شده است