مطبوع

به خودت نزدیک می‌شوی
نزدیک و نزدیک‌تر
خودت را بغل می‌کنی بی‌واسطه
بی‌آنکه پهلوهایت را بخارانی
و دستانت را حلقه کنی
نفس‌هایت مرطوب می‌شود
از گرمی حلقوم شاهکاری که خود آفریده‌ای
و هیچ فاصله‌ای با تو ندارد
هرگز چنین آزاد نبودم
هرگز چنین بی‌خیال و گرم نفس نکشیده بودم
من،
فقط خودم هستم
سرشار از تنهای مطبوع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*