سررسید

چراغ‌ها را که خاموش می‌کنند
بیدار می‌شوی
و میدانی زمانش رسیده ست
از پله‌های پیش پایت پائین می‌روی
حسی چاهی را داری
که از خودش می نوشد،
تاریکی را
و فرو می‌رود پائین و پائین تر
 صدایی نیست بیدارت را به هم بزند
اکنون باید منتظر بمانی
تا کالبدت بیاید بالا

پاسخ دهید