نگاه

از همه‌چیز هیچ می‌ماند
ببین این دست‌های من ست
که ترا خالی کرده
از خودش
و این هم‌چشمانم
که مثل دالان تاریکی یک قصر باشکوه
با هزاران شمع خاموش
به زندگی نگاه می‌کند