پایانِ پایان

اینجا که ایستاده ای
پایانِ پایان نیست
آغازگاه پوسیدن است
ای کهولت دیرباور!
سو سوی چشمانت را
جشن بگیر
با آخرین نگاه شگفت‌زده
دور نیست
فردایی که در کوری مطلق
و با سر سرگشته در آلزایمر
بتی
از قامتت فرو بریزد
که مرده بود،
عمودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*