از جنگ به جنگ

آینده یی وجود ندارد
حالی وجود ندارد
فقط گذشته ست
که مثل مادر پیری ما را در آغوشش می‌فشارد
تا همه پوست ما بتکد
و همه استخوان‌هایی ما از شدت مهربانی له شود
ما کودکان دیروزایم
با صورت های اسکلیتی تاریخ تیرشده
و دهان های کوچک تر از آوارگی
مغاره های چشمانمان را
به عنکبوت‌هایی سپرده اند
که تار می‌کشند از دیروز به دیروز
از جنگ به جنگ ...
و با پنجره‌های رو به فردا
رو به‌ روشنی نسبتی ندارند

ما را در خاطرات مان دفن کرده اند
مثل سربازانی که لای توده‌های باروت منفجرشده
مرده‌اند
مثل سربازانی که تمام امروزها را جنگیده بودند
و تمام فرداها را باید می‌جنگیدند
با عکس خانوادگی دربکس جیبی‌شان
با عکس کودکی که
لبخند می‌زد و در چشمانش نور انتظاری نبود
و با عکس زنی
که گل‌ های سرخ بر گیسوان درازش
پروانه می شدند.

4 Replies to “از جنگ به جنگ”

  1. جیمز فاریل نویسنده و جامعه شناس امریکایی در مقاله در باره سنت ها به موضوع گذشته با این مفهوم می گوید: دیدن گذشته آسان است، چون همه نتایج در دست ما است. اما اندیشیدن در باره آینده دشوار است.
    بایرون گذشته را پیامبر آینده می داند.
    اما این شعر یک تابلوی زیبا در باره جاه ماندگی به گذشته است ـ هم شعر و هم فلسفه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*